{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سرمه های چشمت شعری نشسته بر لب

از سرمه های چشمت شعری نشسته بر لب

پلکی بزن, بلرزان این جان مبتلا را...
دیدگاه ها (۱)

تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شودهنوز مهر تو باشد در استخوان ...

می نویسم که شب تار سحر میگرددیک نفر مانده ازین قوم که بر می ...

تو بیا...باز و بلرزان دل من را گاهیمن به این زلزله های سخت ب...

لب های سردم جان گرفت

آنها شدند از لطف خداییبه راه اسلام کرببلاییجانشان فدا شددل م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط