{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تصور خنده هایت زندگی کردم

با تصور خنده هایت زندگی کردم
تا اینکه روزی در یک خیابان آشنا....
خنده هایت را در آغوشش دیدم و هنوز مانده ام آنهمه عشق به خنده هایت در لحظه چگونه به تنفر تبدیل شد

@maqz_empty
دیدگاه ها (۱)

امروز واسه اولین بارمیخواستم بهش بفهمونمچقدر دوسش دارمولی از...

در این زمستان مهربانیدر کوچه های برف گرفته خاطراتفقط دو رد پ...

عروسک قشنگ من قرمز پوشیدهرو بازوهای یه نفر دیگه خوابیدهاون ک...

بفرست برای چایی زندگیت

پارت پنج

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم (انتظار نداشته باشید یادم باشه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط