{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر
شب ودل تنگی من رفت به فردای دگر
نه دلم خواست بمانم
نه هوا بهترشد
تو که رفتی دله من ابری شد.
ابر آمد وباران شده است
دل من باز چه دلخون شده است
این چه رسمیست چه مهتاب بدیست
مگر این کوچه همان کوچه ی دل تنگی نیست؟
تو مگریادت رفت
آن همه قول و وفاداری خود
آن همه راز
نیاز
من دلم باز هوا میخواهد
بی تو اینجا دل من غمگین است.
آسمان صاف ودلم خونین است
بی تو مهتاب دلم از همه سو تاریک است .
تو چراغم بودی
خانه ام تاریک است
تو هوایی تو نفس
کوچه ما تاریک است...
دیدگاه ها (۵)

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی م...

با تو گشتم با تو گشتم ، با تو بارانی شدمبا تو شاعر ، با تو م...

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شدلاله زلف سرکشش را شانه کرد و ...

سلام بازم تولد داریم تولد دوست خوبمون یاسمین جانگلم به زبون ...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

بی تو مهتاب دلم رفت به دنیای دگر شب ودل تنگی من رفت به فردای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط