{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی به دست تو موگیر از سرم وا شد

شبی به دست تو موگیر از سرم وا شد
و روی شانه ی من ریخت موج گیسوها

تو موی ریخته بر شانه را کنار زدی
و صبح سر زد از لابلای شب بوها
دیدگاه ها (۱)

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط