شبی به دست تو موگیر از سرم وا شد

شبی به دست تو موگیر از سرم وا شد
و روی شانه ی من ریخت موج گیسوها

تو موی ریخته بر شانه را کنار زدی
و صبح سر زد از لابلای شب بوها
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

عاشقانه های شبنم

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

پارت ۴۰

تک پارتی

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط