{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نـــی زار

در نـــی زار
پرنده ای اندوهگین می خواند
گویی چیزی را به یاد آورده
که بهتر بود
فراموش کند .
دیدگاه ها (۱)

خفته استدر تنمهمه رگ های آرزوای پاسدار عشقبزن تازیانه ای ......

همین که گاه به من فکر می کنی کافیست؛بمان و پشت سرم عاشقانه غ...

ایستاده امدرست در مرز چشمانتنگاه کنی میمیرمنگاه نکنی میمیرمن...

دلتنـــگی آغوشــت رهایم نمیکند...

فراموش کردن تو؛تَوَهم سرباز خسته ای ستکه خیال می کندچون جای ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#تو را که صدا می زنم؛#مهتا...

پرنده ای که تنها به پرواز فکر می کندهیچ وقت به ویرانی لانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط