{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نـــی زار

در نـــی زار
پرنده ای اندوهگین می خواند
گویی چیزی را به یاد آورده
که بهتر بود
فراموش کند .
دیدگاه ها (۱)

خفته استدر تنمهمه رگ های آرزوای پاسدار عشقبزن تازیانه ای ......

همین که گاه به من فکر می کنی کافیست؛بمان و پشت سرم عاشقانه غ...

ایستاده امدرست در مرز چشمانتنگاه کنی میمیرمنگاه نکنی میمیرمن...

دلتنـــگی آغوشــت رهایم نمیکند...

آدم بعضی‌ها را فراموش نمی‌کند؛ فقط یاد می‌گیرد با دلتنگی‌شان...

ای نای گلویت همچون نی داوود حکم آنچه تو گویی من لال تو هستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط