کوجا
[کوجا]
اولین تله ای که روباه از آن جست آرواره های مادرش بود.
وقتی روباه مادر از رنج زایمان فارغ شد نگاهی به توله هایش انداخت و آه کشید . سیر کردن شکم این همه بچه کار دشواری بود و البته از گفتن این نکته هم نباید غفلت کرد که بعد از انجام چنین کار طاقتفرسایی او گرسنه هم بود. پس دو تا از کوچکترین توله هایش را به دندان گرفت و یک لقمه چپشان کرد.
سپس لابهلای توله ها چشمش به توله ای ریزه میزه افتاد که پوستش زشت و چشمانی زرد داشت.
-باید تو را اول از همه میخوردم. تو زندگی فلاکت باری خواهی داشت.
مادر روباه با شگفتی دید که روباه کوچک جواب داد:((مامان منو نخور. الان گرسنه بمانی بهتر از این است که بعدا پشیمان شوی.))
_خوردن تو بهتر از این است که بخواهم دائما از تو مراقبت کنم. دیگران وقتی چنین قیافه ای را ببینند چه خواهند گفت؟
یک جانور ضعیفتر شاید از چنین بی رحمی ای سرخورده میشد اما توله روباه به خوبی توانست غرور و تکبر را در پوست کاملا آراسته و پنجه های سفید مادرش ببینند. او گفت:((من میدانم آنها چه خواهند گفت. وقتی باهم در جنگل قدم بزنیم حیوانات خواهند گفت این توله زشت و مادر دلربایی را ببینید!و حتی وقتی پیر بشوی و رنگ موهایت تغیر کند هم درباره سن و سال تو صحبت نخواهند کردبلکه از این حرف خواهند زد که چطور روباهی به این زیبایی توانست بچه ای چنان زشت و نحیف بدنیا آورد.))
روباه مادر فکر کرد و دید که اونقدر هم گرسنه نیست.
از آنجا که او تصور میکرد روباه ریزه پیش از آنکه سال به پایان برسد خواهد مرد زحمت نامگذاری برای او را به خود نداد. اما پس از اینکه پسر کوچولویش دو زمستان پشت هم زنده ماند سایر حیوانات به این نتیجه رسیدند که اسمی به او بدهند.
پس او را به مسخره کوجا ناميدند و او خیلی زود به این نام مشهور شد.
پ.ن:کوجا یعنی خوشگل
نظرتون؟
حمایت بالا باشه پارت ۲ میدم..
#طنز #سرگرمی #خنده #آرت #کلیپ #فان #ویسگون #ایده #نقاشی #هنر #آیبیس_پینت #چالش #تیک_تاک #آهنگ #خاص #انگیزشی #آموزش #دیجیتال #فیلم #سريال #کیدراما #بازی
#گل #junka #عکس #عکس_نوشته #پروفایل #طراحی #ترجمه #گرافیک #افسانه_خارستان #کتاب
اولین تله ای که روباه از آن جست آرواره های مادرش بود.
وقتی روباه مادر از رنج زایمان فارغ شد نگاهی به توله هایش انداخت و آه کشید . سیر کردن شکم این همه بچه کار دشواری بود و البته از گفتن این نکته هم نباید غفلت کرد که بعد از انجام چنین کار طاقتفرسایی او گرسنه هم بود. پس دو تا از کوچکترین توله هایش را به دندان گرفت و یک لقمه چپشان کرد.
سپس لابهلای توله ها چشمش به توله ای ریزه میزه افتاد که پوستش زشت و چشمانی زرد داشت.
-باید تو را اول از همه میخوردم. تو زندگی فلاکت باری خواهی داشت.
مادر روباه با شگفتی دید که روباه کوچک جواب داد:((مامان منو نخور. الان گرسنه بمانی بهتر از این است که بعدا پشیمان شوی.))
_خوردن تو بهتر از این است که بخواهم دائما از تو مراقبت کنم. دیگران وقتی چنین قیافه ای را ببینند چه خواهند گفت؟
یک جانور ضعیفتر شاید از چنین بی رحمی ای سرخورده میشد اما توله روباه به خوبی توانست غرور و تکبر را در پوست کاملا آراسته و پنجه های سفید مادرش ببینند. او گفت:((من میدانم آنها چه خواهند گفت. وقتی باهم در جنگل قدم بزنیم حیوانات خواهند گفت این توله زشت و مادر دلربایی را ببینید!و حتی وقتی پیر بشوی و رنگ موهایت تغیر کند هم درباره سن و سال تو صحبت نخواهند کردبلکه از این حرف خواهند زد که چطور روباهی به این زیبایی توانست بچه ای چنان زشت و نحیف بدنیا آورد.))
روباه مادر فکر کرد و دید که اونقدر هم گرسنه نیست.
از آنجا که او تصور میکرد روباه ریزه پیش از آنکه سال به پایان برسد خواهد مرد زحمت نامگذاری برای او را به خود نداد. اما پس از اینکه پسر کوچولویش دو زمستان پشت هم زنده ماند سایر حیوانات به این نتیجه رسیدند که اسمی به او بدهند.
پس او را به مسخره کوجا ناميدند و او خیلی زود به این نام مشهور شد.
پ.ن:کوجا یعنی خوشگل
نظرتون؟
حمایت بالا باشه پارت ۲ میدم..
#طنز #سرگرمی #خنده #آرت #کلیپ #فان #ویسگون #ایده #نقاشی #هنر #آیبیس_پینت #چالش #تیک_تاک #آهنگ #خاص #انگیزشی #آموزش #دیجیتال #فیلم #سريال #کیدراما #بازی
#گل #junka #عکس #عکس_نوشته #پروفایل #طراحی #ترجمه #گرافیک #افسانه_خارستان #کتاب
- ۴.۵k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط