{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید: تو بمن گفتی:
ازین عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن
آب، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی ازین شهر سفر کن!
🌸☘
دیدگاه ها (۱)

آسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ماه فرو ریخته در...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

استوری عاشقانه ای یار من

آسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ی ماه فرو ریخته ...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

آسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ماه فرو ریخته در...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

آسمان صاف و شب آرامبخت خندان و زمان رامخوشه ماه فرو ریخته در...

بـی تو، مهتـاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره‍...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط