{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خبر نداری ولی من

تو خبر نداری ولی من ؛
شب دستامو دورِ کمرت حلقه کردم و خوابیدم!
وقتی از خواب بیدار شدم اول از هرکاری به تو صبح بخیر گفتم!
موهاتو نوازش کردم!
واسَت از خاطراتِ تلخ و شیرینِ زندگیم گفتم!
رو به روت نشستم و ساعت ها باهات حرف زدم!
پیشت خندیدم و گریه کردم!
وقتی ازم ناراحت شدی با صدایِ افتضاحم برات آهنگ خوندم!
نصفِ شب باهات کلِ خیابونایِ‌ شهرو گشتم!
چالِ رو گونَتو بوسیدم!
باهات فوتبال بازی کردم!
هر وقت بغض کردم‌ سَر رو شونت گذاشتم و آروم گرفتم!
خوابت نبرده ، برات قصه خوندم!
و حتی انقدر حواسم بهت پرت بوده که هیچ وقت نتونستم از خودم بابتِ تَوَهُم زدنایِ با کیفیتش تشکر کنم ...


- و تو هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رویاهای من بازخواهی گشت :)
دیدگاه ها (۱)

- چرا انقدر ساکتی؟- یه چیزی بگو!- تنها کسی که اینجا حرف نمیز...

✨پارت دوم✨تو راه خونه، دستم درد میکرد و گریه میکردم. جیمین م...

پارت ۱۴ویو ا/ت روز بعددیدم کورو تنهاست و از فرصت استفاده کرد...

[☆part³⁵☆]بعد از شام همه توی پذیرایی نشسته بودیم،بلا تو اشپز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط