{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موسیقی از صدای تو می‌ریخت بر دلم

موسیقی از صدای تو می‌ریخت بر دلم
حلقه در دست حلقه‌ای
هر یک ولی مخالف هم می‌خواند.
هوا که گرم می‌پرید در هوای من
درخت می‌شدم
و هوا در شُش من می‌نشست.
موسیقی از صدای تو آبم بود
و برگ من از سبز تو می‌آموخت
و دلم در زلال‌های تو می‌لرزید
خون خود پای حرفش می‌ریخت
قطره در دست قطره‌ای
هریک ولی مخالف هم ظاهر
در خوانده‌های دیگری اما غرق.
موسیقی از صدای تو می‌تابید
جانم را بالا می‌رفت
روشن را از بالا می‌ریخت
شُش را پر می‌کرد از روشن
دیدگاه ها (۱۰)

چشماش پر از حس شیرین زندگی

?بـدانیدکــه فــردا دیر است...و اگر غصه بیاید امروزتاهمیشه د...

عشق آفریده ی هیچ خدایی نیست!عشق آفریده ی تنهایی من و توستکه...

ابشاری شگفت انگیز از اسمان در کاخ ورسای پاریس

یا اباعبدالله…دست دلم را بگیر؛نه برای آنکه همه آرزوهایم برآو...

پارت اول نیمه ششم Broken Wings

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط