من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صدبار توبه کردم و دیگر ن
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صدبار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبیٰ و قصر و حور با خاکِ کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرّر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سرّ خود خبر مرا تا در میان میکده سَر بر نمیکنم
ناصح به طنز گفت: «حرام است؛ مِی مخور!» گفتم: «بهچَشم؛ گوش به هر خر نمیكنم!»
شيخم به طعن گفت که «رو ترک عشق کن» «محتاج جنگ نیست؛ برادر، نمیکنم!»
این تقویام تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است من ترک خاکبوسیِ این در نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبیٰ و قصر و حور با خاکِ کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرّر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سرّ خود خبر مرا تا در میان میکده سَر بر نمیکنم
ناصح به طنز گفت: «حرام است؛ مِی مخور!» گفتم: «بهچَشم؛ گوش به هر خر نمیكنم!»
شيخم به طعن گفت که «رو ترک عشق کن» «محتاج جنگ نیست؛ برادر، نمیکنم!»
این تقویام تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است من ترک خاکبوسیِ این در نمیکنم
- ۶۷۳
- ۲۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط