{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر سر میز من سه فنجان ست

بر سر میز من سه فنجان ست
فنجان اول مرهم دردهایم ...
فنجان دوم تبسم لبهایم ...
و فنجان سوم همچنان خالیست...
و من در انتظار لبریز شدن آن ... ...
دیدگاه ها (۱)

به خاطر این فنجان چای هم نمی آیی ؟

مردها مظلوم ترین جنس آفریدهٔ خدایندشاید شما توی دلتان ،یا بل...

کاش می شد غزلی گفت که موهای تو در آن باشد،باد شاعر می شد،شعر...

نمی بینمتهرچندتوراجست وجو می کنمبیشترگم می شوی!میان ردپاهایم...

مرا دعوت کن پشت پنجره بارانی همانجا کهبخار غم نشسته ستتا یاد...

گاهی لحظه هایم از تو لبریز میشوداز احساسم سر میرویو فضای خان...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط