{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لقمان حکیم گوید:

لقمان حکیم گوید:
روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم.خوشه هایی از گندم که از روی تکبر سر برافراشته و خوشه های دیگری که از روی تواضع سر به زیر آورده بودند نظرم را به خود جلب نمودند و هنگامی که آنها را لمس کردم، شگفت زده شدم!
خوشه های سر برافراشته را تهی از دانه و خوشه های سر به زیر را پر از دانه های گندم یافتم.با خود گفتم: در کشتزار زندگی نیز چه بسیارند سرهایی که بالا رفته اند اما در حقیقت خالی اند…
پ.ن: سرهایی که بالا رفته اند اما در حقیقت خالی اند...
دیدگاه ها (۲۸)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

💫لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخو...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوش...

لقمان حکیم گوید: روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخو...

لقمان حکیم گوید:روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوش...

لقمان حکیم گوید: روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودم؛ ...

روزی در کنار کشتزاری از گندم ایستاده بودمخوشه هایی از گندم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط