{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو نوری در تاریکی

سناریو نوری در تاریکی
پارت ۱۷
بچه ها میخوام اخلاق ایزوکو یکم عصبانی هم باشه که خنده دار بشه
روز بعد
همه توی کلاس بودن و داشتن حرف میزدن که
💤: خب دیگه ساکت بشین من برای یه هفته مرخصی میگیرم و یه نفر میاد جای من که این فرد-
من: سلام پستانداران!
بجز 💥🥦همه: سلام سنسهههه!!!!
من: ای خدا بهتون خیلی ظلم کرد وقتی نبودم؟
بجز 🥦💥همه: ارهههه😭😭😭
💤: ساکت ببینم من اصلا مگه بودم؟
من: خب دیگه بریم به کارمون برسیم اوه اول بزار من شما رو تلپورت کنم...(دوباره بیشکن و غیب شدن ایزاوا)
من: حالا بریم به کارمون برسیممممم.....اوه! راستی تقریبا یادم رفت! قراره چند نفر برای همین یه هفته به کلاسمون اضافه بشن! و یکی از اونا .....ویلن هست ولی نگران نباشین بهش دستبند زدیم تا کاری نکنه. و بله ایزاوا موافقت کرده. (بخاطر اینکه گوش گربه ای داره)
من: به هر حال بیاین تو!
پایان
دیدگاه ها (۱۷)

بچه ها بجز باکودکو این شیپ ها رو هم دوست دارین؟مونوما و شینس...

بچه هاااااا امروز اخرین کلاس مجازی من بودددد مدرسم تموم شددد...

بچه هابرق ما رفت نتونستم چیزی بزارممم😭😭😭😭الان دیگه واقعا بری...

۱۰۰ تایی مبارککککککککککککککککککککک🥳🥳🥳🥳🥳🥳آقا من خیلی خوشحالمم...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۳۹

(یک فنجان قهوه همراه با کیک کارامل)پارت۲

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط