{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز شاعر شدنم، عشق غزل خیز تو بود

راز شاعر شدنم، عشق غزل خیز تو بود
کاسه ی صبر دلم، یکسره لبریز تو بود

طبع بی حوصله ی بی کس و کارم، انگار
از ازل، منتظرِ رویِ دل انگیزِ تو بود

آمدی کُن فیکون شد، همه ی هستی من
گوش جانم، هم از آن روز، فقط تیزِ تو بود

این همه غم، که دراشعارِ تَرَم می بینی
همه، بعد از سفرِ تلخ و غم انگیزِ تو بود

ای که دریای غزل، در نفس تو جاریست
شعر من، قافیه در قافیه، ناچیزِ تو بود
دیدگاه ها (۱)

#دلنوشت #تکست #استوری #شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص#زیبا #خاص #...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

راز شاعر شدنم عشق غزل خیز تو بود...کاسه صبر دلم یکسره لبریز ...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط