{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تنها دختر گروهی)

وقتی تنها دختر گروهی)
پارت بیست و هفتم....

ویو کوک.....

که یهو شوگا هیونگ اومد داخل

شوگا:دارین چیکار میکنین؟
کوک:هیچی
شوگا:ات چرا تو بغلته؟
کوک:باید جواب بدم؟
شوگا:فعلا ولش کن
کوک:خب چرا اومدی؟
شوگا:اگه ناراحت نمیشی از بغل ات بیا بیرون کار داریم
کوک:خب باشه

که اروم اومدم بیرون که بیدار نشه بعد با شوگا هیونگ رفتیم تو حال پیش پسرا

کوک:خب چیشده؟
نامی: همه میدونیم چند روزه دیگه تولد ات هست برای همین میخوایم سوپرایزش کنیم
کوک:خب چند روز دیگست؟
جین:4 روز دیگه برای همین باید از الان برنامه ریزی کنیم
کوک:خب باشه فعلا چیکار کنیم؟
جیهوپ:خب فعلا بریم ناهار درست کنیم
جین:فکره خوبیه من دوکبوکی و نودل درست میکنم
جیمین:برای ات موچی هم درست کن
جین:دیگه چی میخوای خودت بیا درست کن
جیمین:برای ات هست خاک بر سرت
جین: چون برای ات هست باشه

ویو ات......

از خواب بیدار شدم ساعت 10 و نیم بود بوی غذای خیلی خوبی میومد میخواستم بلند شم یادم افتاد پاهام گچ خورده پس به شوگا زنگ زدم
(تماس تلفنی ات و شوگا)

شوگا:بله ات؟
ات:میشه یکی بیاد بالا کمکم
شوگا:آها باشه

تلفن رو قطع کرد که دیدم شوگا و ته اومدن بالا

ته:ات چیشده؟
ات:میخوام برم پایین نمیتونم
شوگا :بزار کمکت کنیم

که بلندم کردن و رفتم پایین که..........
دیدگاه ها (۹۸)

بچه ها ببخشید من. گزارش کرده بودن نه میتونستم پست بزارم نه م...

بچه ها راستی ات به جونگ کوک میرسه از بچه های دیگه متاسفم که ...

بچه ها جواب قطعی رو میخوام دیگه بزارم ات به کوک برسه یا شوگا...

بگین.........

پارت هفتمویو جینبعد بوس رفتم پایین پیش اعضا که دیدم دارن به ...

رمان خرس عسلی پارت ۶ ویو تهیونگصبح روز بعد با دردی که زیر دل...

پارت سومویو صبح کوککوک: از خواب بیدار شدم دیدم توی بغل جینم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط