{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا من؟ رفیق گفت: من، رفیق بادلی گرفته دست شو از شونه رفیقش برداشت و دو قدم دورتر رفت و باز پرسید: توقویتری یا من؟ اوگفت: تو، رفیقش گفت: چرا نظرت عوض شد؟ جواب داد: وقتی دستت روشونه ام بود حس میکردم دنیا پشتمه...!!!
دیدگاه ها (۱)

‏زیباترین عکس ها در اتآق های تاریک ظاهر میشوند پس هروقت در ق...

به خدا گفتم: خسته ام!گفت: "لا تنقطوا من رحمت الله، از رحمتم ...

اگه ميتونستم تو دنيا يه چيزه ديگه باشم ميخواستم اشک تو باشم ...

سلامتی رفقایی که دعا دارند،ادعا ندارند،نیایش دارند،نمایش ندا...

پارت دوم نماد مرگ

اسم : عشقی در تاریکی جنگل...پارت ۵،(از زبان لوسیفر )دو روز م...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

صدای شلیک

پارت ۲۳ | پشت درجونکوک با شنیدن صدای خودش از پشت در، برای چن...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁵یهو با گرمایی که روی زانوم احساس کردم...

میبخشی پارت ۵

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط