{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ حواسش به شمعدانیها بود

مادربزرگ حواسش به شمعدانی‌ها بود.
گاه حتی همین که چرخی می‌زد کنار حوض نگاهشان می‌کرد، کافی بود برای قد کشیدنشان!
بعدها فهمیدم عشق مراقبت می‌خواهد چیزی مثل زمزمه‌ اینکه حواست به من باشد...
دیدگاه ها (۶)

زن‌ها می‌توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذا...

دلم کمی خدا می خواهد...کمی سکوت...دلم دل بریدن می خواهد..کمی...

‍ همیشه یک نفر را داشته باشید که وقتی از زمین و زمان شاکی شد...

باران میبارد به حرمت کدام بنده اش نمیدانم!من همین قدر میدانم...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: والا منم نمی خ...

ماه من🌙part 9مادربزرگ نفسش را با ناراحتی بیرون داد: «این پسر...

ازدواج قرار دادی۶۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط