𝐀𝐥𝐨𝐧𝐞 𝐢𝐧 𝐒𝐞𝐨𝐮𝐥 فصل ۴ پارت ۲۴
_نباید امیدتو از دست بدی تو موقف میشی و یک روزی همه ی اونا میشن طرفدارای تو
اره
صورتمو شستم و در شدم بیرون
ته_اینجا بودی دنبالت بودم بیا میخوایم اتاقارو تقسیم کنیم
_اوکی بریم
ته_خوبی؟گریه کردی؟
_عا نه صورتمو شستم
ته_بهم دروغ نگو بخاطر حرف ارمی هاس اره؟
_نه باور کن گریه نکردم دیگه بریم
ته_اوکی باور میکنم
رفتیم پیش پسرا
نامی_جیمین باید اتاقارو باهم تقسیم کنیم ۵ تا اتاقه ینی چی که تو میخوای تنها بخوابی پسرا هم میگن منم میخوام تنها باشم
جیمی_من کار ندارم من میخوام تنها باشم
ته_خا تنها باش تو ایش پسرا بقیه باهم میخوابن منم با ا.ت تو یک اتاق میمونم
نامی_خجالت بکش زشته دختر و پسر تنها
ته_شبیه مامانا حرف نزن دوست دخترمه
_تهیونگ حق با نامجونه من تنها میخوابم
جیمی_اوه یسسس پس من با جیهوپ هم اتاقی میشم
نامی_پس از اون موقع فقط میخواستی منو حرص بدیییی؟
جیمی_غلط کردم
نامی_بیشور
هوبی_جیمینننننن بیا بریم تو اتاقمون
جیمی_بریم
ته_پس من پیش کی بخوابم؟
نامی_من که با جین هم اتاقی ام
_شوگا هم که صد در صد تنهای
نامی_بعلهه
ته_تنها گزینه تویی
_نخیر تهیونگ خان جونگکوک هم هست
کوک_گمشو بیا بریم هم اتاقی ابدی خودم
ته_نههههه من میخوام پیش دوست دخترم باشممم
کوک تهیونگ رو بزور کشید برد تو اتاق
ته_ا.ت نجاتمممم بدهههههه
_بای بای عشقم ببخشید ولی باید بری
ته_دارم براتتتت صبر کنننن
تهیونگ و کوک هم رفتن و تنها من موندم چمدونام رو بردم اتاق جا به جا شدم اتاقم ساده بود تخت یک نفره ساده که روتختی سفید داشت یک کمد و میز ارایشی هم داشت ینی کلا اتاقای دخترونه به من میرسه
(نیست بچمون پسره واسه همون😑)
اتاقم رو چیدم چمدون هارو گذاشتم زیر کمد و رفتم رو تخت دراز کشیدم و کمی چشمامو بستم بدبخت تهیونگ رفتم بیرون سراغ ته
_تهیونگگگگگ
ته_هااااااا چیه
_بیا کارت دارم
از اتاق اومد بیرون
ته_چیه؟
_الان مثلا باهام قهری؟
ته_اره حالا چیکارم داری؟
_بیا پیشم
ته_مچکرم من نمیام
_بیا دیگههه
ته_فقط به شرطی میام که کلا اتاقم با......
_اوکی بیا تو اتاق من بمون
ته_میزاری ینی؟
_اره ولی نباید بامن کاری داشته باشی هاااا
ته_باشه عشقم فدات شم
با جونگکوک رفتن تختش رواز اتاق اوردن اتاق من کنار تخت من جا ساز کردن
ته_الان دیگه هیجی نمیخوام جز بغلت
کوک_حداقل بزار من برم بیرون ایششش
_تهیونگگ ولم کنننن
ته_تو چه مرگت شده؟همش تزم فرار میکنی
_نخیر فقط خستم شب بخیر
ته_الان وقت ناهاره بیا ناهار بخور بعد بخواب
_عا بریم
دستشو گرفتم و رفتیم اشپزخونه
ته_ا.ت تو دیگه منو دوست نداری؟
_چرت و پرتا چیه میگی تومن حیلی عاشقتم
ته_پس چرا انقد فرار میکنی؟انگار بیزاری
_نه ته فقط خستم نیاز به استراحت دارم توهم خیلی بهم فشار میاری نمیتونم تحمل ندارم.............
اره
صورتمو شستم و در شدم بیرون
ته_اینجا بودی دنبالت بودم بیا میخوایم اتاقارو تقسیم کنیم
_اوکی بریم
ته_خوبی؟گریه کردی؟
_عا نه صورتمو شستم
ته_بهم دروغ نگو بخاطر حرف ارمی هاس اره؟
_نه باور کن گریه نکردم دیگه بریم
ته_اوکی باور میکنم
رفتیم پیش پسرا
نامی_جیمین باید اتاقارو باهم تقسیم کنیم ۵ تا اتاقه ینی چی که تو میخوای تنها بخوابی پسرا هم میگن منم میخوام تنها باشم
جیمی_من کار ندارم من میخوام تنها باشم
ته_خا تنها باش تو ایش پسرا بقیه باهم میخوابن منم با ا.ت تو یک اتاق میمونم
نامی_خجالت بکش زشته دختر و پسر تنها
ته_شبیه مامانا حرف نزن دوست دخترمه
_تهیونگ حق با نامجونه من تنها میخوابم
جیمی_اوه یسسس پس من با جیهوپ هم اتاقی میشم
نامی_پس از اون موقع فقط میخواستی منو حرص بدیییی؟
جیمی_غلط کردم
نامی_بیشور
هوبی_جیمینننننن بیا بریم تو اتاقمون
جیمی_بریم
ته_پس من پیش کی بخوابم؟
نامی_من که با جین هم اتاقی ام
_شوگا هم که صد در صد تنهای
نامی_بعلهه
ته_تنها گزینه تویی
_نخیر تهیونگ خان جونگکوک هم هست
کوک_گمشو بیا بریم هم اتاقی ابدی خودم
ته_نههههه من میخوام پیش دوست دخترم باشممم
کوک تهیونگ رو بزور کشید برد تو اتاق
ته_ا.ت نجاتمممم بدهههههه
_بای بای عشقم ببخشید ولی باید بری
ته_دارم براتتتت صبر کنننن
تهیونگ و کوک هم رفتن و تنها من موندم چمدونام رو بردم اتاق جا به جا شدم اتاقم ساده بود تخت یک نفره ساده که روتختی سفید داشت یک کمد و میز ارایشی هم داشت ینی کلا اتاقای دخترونه به من میرسه
(نیست بچمون پسره واسه همون😑)
اتاقم رو چیدم چمدون هارو گذاشتم زیر کمد و رفتم رو تخت دراز کشیدم و کمی چشمامو بستم بدبخت تهیونگ رفتم بیرون سراغ ته
_تهیونگگگگگ
ته_هااااااا چیه
_بیا کارت دارم
از اتاق اومد بیرون
ته_چیه؟
_الان مثلا باهام قهری؟
ته_اره حالا چیکارم داری؟
_بیا پیشم
ته_مچکرم من نمیام
_بیا دیگههه
ته_فقط به شرطی میام که کلا اتاقم با......
_اوکی بیا تو اتاق من بمون
ته_میزاری ینی؟
_اره ولی نباید بامن کاری داشته باشی هاااا
ته_باشه عشقم فدات شم
با جونگکوک رفتن تختش رواز اتاق اوردن اتاق من کنار تخت من جا ساز کردن
ته_الان دیگه هیجی نمیخوام جز بغلت
کوک_حداقل بزار من برم بیرون ایششش
_تهیونگگ ولم کنننن
ته_تو چه مرگت شده؟همش تزم فرار میکنی
_نخیر فقط خستم شب بخیر
ته_الان وقت ناهاره بیا ناهار بخور بعد بخواب
_عا بریم
دستشو گرفتم و رفتیم اشپزخونه
ته_ا.ت تو دیگه منو دوست نداری؟
_چرت و پرتا چیه میگی تومن حیلی عاشقتم
ته_پس چرا انقد فرار میکنی؟انگار بیزاری
_نه ته فقط خستم نیاز به استراحت دارم توهم خیلی بهم فشار میاری نمیتونم تحمل ندارم.............
- ۲۰.۱k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط