{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش من یک بچه آهو می شدم

کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را 

کاش روزی می نشستی پیش من 
می کشیدی دست خود را بر سرم
شاد می کردی مرا با خنده ات
دوست بودی با من و با خواهرم

چونکه روزی مادر م می گفت تو 
دوست با یک بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی که تو 
توی صحرا ضامن او بوده ای

پس بیا من بچه آهو می شوم 
بچه آهویی که تنها مانده است
بچه آهویی که تنها و غریب
در میان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بیا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پای کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن
دیدگاه ها (۲)

این دوست خوبم نجمه جونم برام فرستاد عاشقتم نجمه

🙏 🏻 اجــــی ســمـــیـــرا جــــونــــم انــــشــالــلــه خــ...

تولدم مبارک

چه رقیه ها از میناب پر کشیدن...امان از اسم  ماکان :)تو فکر ک...

سوگند به مرگمون

السلام علیک یاصاحب الزمان ❣️ای که دیدار تو رویای شب تار من ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط