پیراهنی از برگ گل، ، ، ، ،
پیراهنی از برگ گل، ، ، ، ،
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن...
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند
# پیراهنی از برگ گل از بهر یارم دوختم،
از بس لطیف است آن بدن،
ترسم که آزارش کند
# ای آفتاب آهسته تر...
پا درحریم یار من! ترسم صدای پای تو،
خواب است و بیدارش کند
# پروانه امشب پر نزن...
اندر حریم یار من، ترسم صدای شه
پرت قدری دل آزارش کند..
# فریدون مشیری #
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن...
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند
# پیراهنی از برگ گل از بهر یارم دوختم،
از بس لطیف است آن بدن،
ترسم که آزارش کند
# ای آفتاب آهسته تر...
پا درحریم یار من! ترسم صدای پای تو،
خواب است و بیدارش کند
# پروانه امشب پر نزن...
اندر حریم یار من، ترسم صدای شه
پرت قدری دل آزارش کند..
# فریدون مشیری #
- ۵.۰k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط