{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیلام سیلااااام دوستای گلم قراره یک سناریو بی ال و هنتای

سیلام سیلااااام دوستای گلم قراره یک سناریو بی ال و هنتای از :
سانزو × ریندو بنویسم(درخواست بود)
👾🎀👾🎀👾👾🎀👾🎀👾🎀👾🎀👾🎀
ریندو تازه از ماموریت برگشته بود و خیلی خسته بود که اس ام اس گوشیش صدا داد
سانزو: سلام ریندو امشب ساعت ۱۲ بیا خونم
ریندو:اوکی
ریندو اندر ذهن خود :
برای چی؟! وایییییی حتما میخواد رو سرم کرم بریزه حوصله اش رو ندارم واییییییی خدا ازش متنفرم همزمان ازش خوشم میاد
* فلش بک به ساعت ۱۲ *
ریندو رفت به سمت خونه سانزو زنگ خونه رو زد و گفت :منم ریندو
ریندو وارد خونه شد و به طرز عجیبی دید سانزو براش قهوه آورده
ریندو با قهقه تمسخر : مسخره حتما میخوای من و اسکل کنی
سانزو جدی : نه !
ریندو: 😳
ریندو ی زره از قهوه خورد معلوم شد چیزی داخلش نبوده که یهو سرگیجه گرفت و مست شد
اندر ذهن ریندو:
وای این چی بود ...وایسا ببینم قرص تحریک کننده ریخته بود؟ فاک بهش
سانزو با پوزخند : چیشده ؟نکنه بد مزه بود؟
ریندو با سرگیجگی: د...داخلش چی ریخته بودی؟!
سانزو:هیچی فقط ۲ تا قرص تحریک کریخته بودم
ریندو شوکه شد و مونده بود هدف سانزو از این کارش چیه که یهو ریندو مست شد
سانزو ۳ تا قرص تحریک کننده انداخت داخل دهنش و رفت سمت ریندو و دستش و گذاشت روی چونه ریندو و گفت: امشب بای برام ناله کنی ...
دست ریندو و گرفت و ریندو داشت تلو تلو ره میرفت و نمیدونست که سانزو دارا میبرتش داخل اتاق
😈🎴هنتای 🎴😈
سانزو ریندو رو انداخت روی تخت و ریندو با تعجب و مست گفت:اوهههه فاک میخوای باهام چیکار کنی؟!
سانزو:مال خودم بکنمت
سانزو شلوار خودش و ریندو رو درآورد و سانزو کاملا برهنه شد و با پوزخند چیزه ریندو رو میمالید و ریندو ناله میکرد که یهو سانزو چیز ریندو رو فشار داد و ی ماده سفید ترشح شد ناله های ریندو شدت گرفت و یهو به صورت ناخداگاه گفت :عاححححححح ددی من و بکن!
سانزو چشماش برق زد و دم گوش ریندو گفت :اوففففف داری تازه تحریک میشی
سانزو چیزش رو آورد بالا و ریندو با تعجب گفت : چ...چقدر... بزرگههه !!
ساتزو از ریندو محکم لب گرفت و بدون هیچ گونه هشداری کلش رو کرد تو ریندو و ریندو ناله هاش بیشتر و بیشتر شد
سانزو : خوش میگذره؟!
ریندو : عاححححح....اوففففف ..عاح
سانزو ی لبخند رضایت مندی زد و از ریندو کشید بیرون و گفت : بخورش
ریندو : تچ! عمرا...
سانزو بدون هیگونه هشداری کلش رو کرد تو ریندو دهن ریندو و سانزو تو دهن ریندو ارضا شد سانزو از ریندو کشید بیرون سه تا انگشتش رو فرو کرد داخل ریندو و عقب جلو میکرد بعد از یک ساعت از که سانزو و ریندو ارضا شدن سانزو پتو رو کشید روی ریندو و بغلش کرد و دم گوشش گفت : خوش گذشت بیبی بوی؟
ریندو نفس نفس میزنه : ... ا...اره ..د...ددی
🤡👍🤡👍🤡👍🤡👍🤡👍🤡👍🤡👍🤡👍
ببخشید که پارت شد اولین بارم بود
دیدگاه ها (۱۳)

نظر بدید چالش بهم بگید انجام بدم

عزیزان گرامی هر کی میخواد بیاد

درباره سناریو عسل × چیفویو ادامه پارت ها داخل پیج ایشون است

ناز نیست؟

تو مال خود خودمی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط