{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم تو دیدم و در خانه ی دل زلزله شد

چشم تو دیدم و در خانه ی دل زلزله شد
دلم از دست شد و سینه چه بی حوصله شد

از کنار دل من دور مشو ، هستی مـــــن
این گلستان ز وجود تو پُر از چلچله شد

قصه های همه عشاق زمان را خواندم
با وجود تو مرا قصه شان مسئله شـد
دل من عاشق و محبوب تو می ماند و بس
حلقه ی بودن تو عشق مرا سلسه شد
دیدگاه ها (۹)

عکس_پس زمینه_موبایل

پدرم نیست ...

عاشقانه های شبنم

فراتر از خویش

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط