p

/p2/
/s2/
{راوی}
کوکو از شدت ترس خوشکش زده بود میخواست فریاد بکشه ولی سانزو جلوی دهنش رو گرفت چهار نفری اروم رفتن عقب لحظه ای با صدای خش خش یک شیع تیز پشت سرشون رو نگاه کردن و دوباره به یوکوتو نگاه کردن اگر یک ثانیه دیر کرده بودن الان یوکوتو با تبر سر کوکو رو شکافته بود و بعد سونا هم با لبخندی عجیب از داخل اون اتاق اومد بیرون و با دیدن اون چهار نفر لبخندش پهن تر شد
سانزو و ران داشتن ارامش خودشونو به زور حفظ میکردن که بتونن وضعیت رو کنترل کنن اروم اروم رفتن عقب وقتی تقریبا یه چند متری فاصله گرفتن با شمارش معکوس ران هر چهارتاشون با سرعت دویدن سمت بیرون و خودشون رو پرت کردن بیرون کوکو متوجه صدای پای اون دوتا شد دید یه شیع فلزی کرکره رو نگه داشه با پاش محکم میزنه به شیع فلزی و کرکره بسته میشه و اون دوتا داشتن سعی میکردن کرکره رو بشکونن و بعد اون چهار نفر به سمت عمارت برگشتن...
༺༽پایان فلش بک༼༻
≈زمان حال≈
بعد از اتمام مرور اون اتفاق ا/ت یکم فکر کرد و یه پیشنهاد داد«اگر...این مشکل رو رفع نکنیم...برام دردسر میشه..» مایکی با چهره ای که معلوم قراره مخالفت کنه به ا/ت نگاه کرد
کوکو: ا/ت-چان واقعا؟....یعنی میخوای با اون هیولا ها رو به رو شی؟...اونا میکشنت!باید یاد اوری کنم تو نامیرا نیستی!
●بهتون بگم داخل پارت بعدی که درحال مبارزه هستن اوسی گاچام رو یعنی کای رو میارم وسط!●
مایکی: کوکونوی راست میگه!... این احمقانست!
تاکویو: برعکس خیلی هم منطقیه.. این اواخر اتقافات عجیبی براتون افتاده دشمن زیاد دارید...یک درصد فکر کن ازاد شن
جویین: تاکویو راست میگه...باید قبل پیشرفت زمین بزنمیشون
ا/ت: خوب؟...مایکی-کون...میدونم نمیخوای درگیر شی...ولی اگه اقدام نکنیم...همه چی از هم میپاشه
مایکی: هوففف...باشه..
تاکویو: برم بغیه رو خبر کنم
♤چند دقیقه بعد✧
مایکی: خوب نقشه چیه؟...
تاکویو: خوب باید در نظر بگیریم که مهارت بالایی داخل بی صدا بودنشون وجود داره تا جای ممکن نباید جلب توجه کنیم!*درحال توضیح*
ا/ت: یه گوشه ایستاده به دیوار تکیه داده*
سانزو: چیزی شده عزیزم؟..
ا/ت: میترسم...
سانزو: از چی؟
ا/ت: همه چی خراب شه...هنوز سر اون مبارزه ای که با جویین و تاکویو داشتیم مجروهیم...ممکنه بیشتر اسیب ببینن
سانزو:....نترس...همه چی درست میشه...هیچکس نمیمیره...*پیشونیه ا/ت رو میبوسه*
ا/ت:*سانزو رو بغل میکنه*
تاکویو: خوب! اوکیه؟
همه: اره!
تاکویو: عالی...چند ساعت دیگه باید بریم بالاسرشون
ریندو: یکم زود نیست؟....
ران: به نظرم خوبه
کوکو:...
مایکی: هرچه زودتر بهتر..

دوستان گومنه که خیلی دیر شد🗿💔
پارت بعد رو سریع میزارم
دیدگاه ها (۱۴)

تکواندو~

/p3//s2/راوی: اهمممم بسم اللههه} خودشون رو اماده میکنن با تج...

اهم... به اطلاع برسونم متاسفانه هنوز زندم

بانوان گللل

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

| ازتو تا ابدیت | فصل اول ~ بخش اول ~چپتر سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط