{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پینه ی دست تو گندمکار بود

پینه ی دست تو گندمکار بود

زارع دشت تبسم زار بود

"هیچ کس" هم مخفی از دیدت نشد

بسکه چشمان تو مردم دار بود
دیدگاه ها (۱)

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترتای به قربان تو و این رنگ زرد ...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

بدون مکث ، براید استایل بغلت کرد و به سمت اتاق مشترکتون که ا...

▪️ما از نسل مردمان مدینه‌ایم،همان‌ها که امامشان را تنها گذاش...

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

ترانه عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط