{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی با توام انگار شاعر نیستم

زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می شود

باز می پرسی: چه طور این گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می شود

گرچه می دانم نمی دانی چه دارم می کشم
از تو می گوید دلم هر بار شاعر می شود
دیدگاه ها (۱)

ناز پروده عشق تو شدم ، جان منیدرد خود با که بگویم که ، تو در...

غم که می آید در و دیوار، شاعر می شوددر تو زندانی ترین رفتار ...

من اهل دل و چای و هل و لعل نگارم

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

- لبخند می‌زنم و تو حتی نمی‌دانی که در پسِاین لبخند‌هایِ همی...

#شعر_معاصرشوق دیدار توام هستچه باکبه نشیب آمدم اینک ز فرازبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط