{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم تاز از مدرسه امدم رفتم مغازه هوا بارونیه بود همین ات

یادم تاز از مدرسه امدم رفتم مغازه هوا بارونیه بود همین اتفاق برام افتاد مثل یوز پلنگ میدویدم تا با خونه رسیدم پر گل بودم انگار تو کارخونه سافالگری بودم😂😂😂😂💔 ۱۰ سالم بود
دیدگاه ها (۲)

دقیقن

۳ روز مانده تا تولدش

بچه ها من دیشب تصمیم گرفته بودم زمانی که همه تو کارخونه خواب...

رمان سوکوکو ℙ𝕒𝕣𝕥 𝟙از زبون دازای: اولین روز مدرسه بود و هوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط