{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گربه های ولگرد پارت ۱ قسمت ۶

از چند طبقه گذشتن و به پشت بوم رسیدن

دازای در حالی که در را باز میکرد گفت : به استراحتگاه یا بهتره بگم مخفیگاه من خوش اومدی !

چویا با نگاه کنجکاوی به پشت بوم خیره شد

: چ...چقدر خوشگله!
خیلی زیبا بود

مثل اینکه یک اتاق روی آسمان داشته باشی ...
ریشه‌های کوچک از سر پشت بوم شروع می‌شدند و تا آخرش ادامه داشتند
کل شهر زیر پاهایت بود
دور تا دور نرده کشیده شده بود و چند باغچه کوچک زیر نرده ها بود که درونشان سبزی های کوچک کاشته شده بود
دوتا صندلی های بادی و دو پتوی کوچک رویشان
اون آخر هم یه شیروانی که زیرش یک بار کوچک بود

چویا:اینجا خیلی دنج و قشنگه

:معلومه شش ماه به خاطرش زحمت کشیدم!

:اصلا فکرش رو نمیکردم یه همچین سلیقه ای داشته باشی !

:و تو هم اصلا بهت نمیخوره پنج دقیقه پیش داشتم مثل خمیر میکشیدمت تا بیای

:اگه همون اول بهم میگفتی شاید میومدم!

:من میگفتم تو باز یه بهونه جدید پیدا می کردی
خب بهونه گیری کار توعه!

:نخیررررر!

:بلههههه !

:نهههههه!

:از این به بعد بهت میگم هویج بهونه

:نیستم!

:هستی

:میگم نیستم عوضییییی!

منم میگم هستی هویج بهونههه

من توی عوضی رو...

:میووووو

چویا به بالا نگاه کرد یه بچه گربه کوچولو
دازای هم بالا را دید و گفت:عه پشمک اومدی ؟
کجا بودی از اون موقع تا حالا؟

دستش رو جلو برد گربه دو قدم عقب رفت بعد انگار دستش رو بشناسه اومد جلو و رفت رویش نشست دازای هم با احتیاط آورد پایین و به گربه خیره شد دوباره سرش رو بالا آورد رو به چویا کرد و گفت :خب با پشمک کوچولوی ما آشنا شو و گربه را نزدیک چویا برد چویا یکم عقب رفت و گفت :واکسن زده؟
:اوهوم ،معلومه
چویا آروم دستش رو نزدیک برد و گربه رو بغل کرد
دیدگاه ها (۱)

بریم ببینیم ناشناس چی گفتین 😊🧐

استوری درخواستیرو آهنگش کراش زدم

یه ادیت از چویا دختر بریمازش زیاد خوشم نمیاد با اینکه خیلی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط