چند شاتی کوک درخواستی
چند شاتی کوک درخواستی🎀
وقتی دخترشی (از پرورشگاه گرفتت) و عاشقت میشه
خب سن کوک ۲۲
سن ا/ت ۱۸
P¹
(ویو ا/ت)
ناهار خورده بودیم و برگشته بودیم به اتاق هامون
منم نشسته بودم روی تخت و داشتم کتاب میخوندم که یهو یکی از کار کنان اومد و گفت : ا/ت..یکی اومده اینجا تا تورو به سرپرستی بگیره
برو دفتر مدیر
با این حرفش یجورایی هم ذوق زده شدم و هم ناراحت
ناراحت بخاطر اینکه قرار بود بعد از ۱۸ سال...از پیش کسایی که همیشه باهاشون حرف میزدم و دوست بودم برم...ولی خب
از طرفی هم خوشحال بودم
چون بالاخره یکی منو به سرپرستی گرفت
با خوشحالی رفتم به دفتر مدیر
در زدم و رفتم تو
دیدم یه مرد خیلییی جذاب..
با کت و شلوار..
موهای مرتب و پرسینگ لب و ابرو..
نشسته روی صندلی...
با دیدنش خیلیی ذوق کردم ولی به رو نیاوردم.
سلام کردم و آروم رفتم نشستم روی صندلی ، که دقیقا میشد رو به روی اون مرد...
( ادامه دارد )
وقتی دخترشی (از پرورشگاه گرفتت) و عاشقت میشه
خب سن کوک ۲۲
سن ا/ت ۱۸
P¹
(ویو ا/ت)
ناهار خورده بودیم و برگشته بودیم به اتاق هامون
منم نشسته بودم روی تخت و داشتم کتاب میخوندم که یهو یکی از کار کنان اومد و گفت : ا/ت..یکی اومده اینجا تا تورو به سرپرستی بگیره
برو دفتر مدیر
با این حرفش یجورایی هم ذوق زده شدم و هم ناراحت
ناراحت بخاطر اینکه قرار بود بعد از ۱۸ سال...از پیش کسایی که همیشه باهاشون حرف میزدم و دوست بودم برم...ولی خب
از طرفی هم خوشحال بودم
چون بالاخره یکی منو به سرپرستی گرفت
با خوشحالی رفتم به دفتر مدیر
در زدم و رفتم تو
دیدم یه مرد خیلییی جذاب..
با کت و شلوار..
موهای مرتب و پرسینگ لب و ابرو..
نشسته روی صندلی...
با دیدنش خیلیی ذوق کردم ولی به رو نیاوردم.
سلام کردم و آروم رفتم نشستم روی صندلی ، که دقیقا میشد رو به روی اون مرد...
( ادامه دارد )
- ۴.۲k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط