{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حریقِ خزان بود

حریقِ خزان بود
همه ی برگ ها آتشِ سرخ
همه ی شاخه ها شعله ی زرد
درختان همه،
دودِ پیچان به تاراجِ باد
و برگی که می سوخت
می ریخت....می مرد!!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

کوه‌ها با هم‌اند و تنهایندهم‌چو ما با همانِ تنهایان

روزی که تو بیایی، برای همیشه بیاییو من آن روز را انتظار می ک...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵¹بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط