{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
دیدگاه ها (۳)

در هوایت بی‌قرارم روز و شبسر ز پایت برندارم روز و شبزان شبی ...

تا سر زلف پریشان تو محبوب منستروزگارم به سر زلف پریشان ماند

‌ای که از یار نشانٖ می‌طلبی، یار کجاست؟همه یارند ولی یار وفا...

جان و خاطر با تو دارم روز و شبنقش بــــــر دل؛ نام بــــــ...

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بودکان شاهد بازاری ، این پرده ...

مکتب عشق

یار را بین شمع دل افروز ز کاشانه ای کیستجان ما سوخت بپرسیدکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط