{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیستم

پارت بیستم
با اینکه شرطارو نرسوندید بازم گزاشتم ببنید چه ادمین مهربونی دارید
دوست‌پسر‌قراردادی
نیم ساعت بعد
کوک:بیبی رسیدیم پاشو
ات:هااا چیییی من خابن برد
کوک:اره😂
ات:اینجا کجاست؟؟؟
کوک:پیاده شو تا ببینی
ات ویو
پیاده شدم با چیزی که لبخند به لبم اومد
کوک:اوممم بیبی اینجارو یادته همیشه اینجا باهم خلوت میکردیم
ات:چجوری یادم بره؟من عاشق اینجام ببینم خیلی وقته اینجا نیومدیم انگار تغییرش دادی
کوک:اهوم تغییرش دادم استخرو عوض کردم کلا
ات:ای شیطون استخرو چرا عوض کردی
کوک:خودت دیگه خوب میدونی😈
ات:عههه کوکییی من میخام برم استخر خوش بگذرونم نه اینکه درد بکشم
کوک:هیش حرف نباشهههه امشبم قراره بریم استخر خوب
ات:باشههعهعههعععیتسحتسحیاسمت
کوک:دیوونه،زود باش بریم داخل قبل اینکه بری استخر حوصله‌و اینا رو باید اماده‌کنی مگه نه؟
ات:راست میگی زود باش بریم
کوک ویو
ات دوید سمت در عمارت و درشو باز کرد و رفت داخل منم پشت سرش رفتم و وسایلمو اماده کردم رفتم تو اتاق ات که اته………
شرطا:
لایک۱۵
کامنت۵
دیدگاه ها (۴)

باهاتون قهرمممم حمایتاتون خیلیییی کم شده اگه اینطوری پیش بره...

پارت بیست‌و‌یکدوست‌پسر‌قراردادیکوک ویوکه دیدم ات لباس تنش نی...

پارت نوزدهدوست‌پسر‌قراردادیکوک گردنموگرفتو بوسید کوک:بیبی حا...

پارت هجدهمدوست‌پسر‌قراردادی(خلاصه رفتن اماده شدن همه)کوک:اتت...

ددی فاکرم

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط