صبح، آغازدیگری است برای دویدن در روزگار، در پیچ و خم های
صبح، آغازدیگری است برای دویدن در روزگار، در پیچ و خم های تردید. نمی دانند که زندگی، آتشی همیشه فروزنده است و سرد نمی شود هرگز. زندگی جریان دارد هنوز در ناودان های بلند، در آب راهه های کوچک. صبح می آید که زندگی را تقسیم کند در شهر و لبخند را تقدیم کند به لب ها. صبح می آید و هوای تازه می آورد، اکسیژن پاک تا آوندهای گرد گرفته نفس بکشند دوباره. زندگی جریان دارد هنوز. شب نمی پاید... صبح می آید!
- ۱.۹k
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط