{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ها می گذرد.

لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سرد زمان ماسیده است.

"سهراب سپهری"
دیدگاه ها (۲)

هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباشگاهی در انتهای خ...

امشب برایت دعا میڪنم خدای بزرگ نصیبت ڪندهر آنچه از خوبی ...

💫 💫 💫 کسی نیک بیند به هر دو سرای؛که نیکی رساند ...

در قلب ❤ ️ خویش دانه های مهربانی و عشق بکارید تا در این به...

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط