{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم را

برو تنها مرا بگذار بس کن این ترحم را

تحمل می کنم هر جور باشد حرف مردم را

 

بدون عشق مردابی است این دنیا ... تصور کن

بگیری لحظه ای کوتاه از دریا تلاطم را

 

یکی دیگر خطا کرد و به پای ما نوشتی حکم

بگو تا کی بپردازیم ما تاوان گندم را

 

اگر هر آن در این آتش بسوزم باز خواهم ساخت

خودم با دست خود آماده خواهم کرد هیزم را

 

دلم تنگ است هی پهلو به پهلو می شوم امشب

تو اما شک ندارم خواب دیدی شاه هفتم را

 

 

#الهام دیداریان
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

صبح بخیر گفتن اتمثل خاک نم خوردهشوق نفس کشیدن میدهد !سلام دو...

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شودبا سارِ پشت پنجره جایم عوض شود...

صبحبهانه است برای بیداری ...چشمانم دلشان تنگ تو می شود ...سل...

سیرنمی شومز تو«مولانا»

ادامه حرفای بیران داملا ییلماز ❤️‍🩹🥺 عمل زیبایی نیست، یک بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط