{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که با عطر تنت شور به جانم دادی

ای که با عطر تنت شور به جانم دادی
حس بوییدن  گل  را به خزانم  دادی

تشنه لب بودم و مستانه مرا بوسیدی
باغ انگور  به  صحرای  لبانم  دادی

من کجا شوق غزلخوانی و آواز  کجا
این  چه رقصی است که تو یاد زبانم دادی

با نگاهی که پر از قافیه و ایجاز است
رونقی  تازه  به  آهنگ  بیانم  دادی

بی خدا بودم و از قبله ی دل رو گردان
آمدی معجزه را خوب  نشانم دادی

آنقدَر محو تماشات شدم  تا اینکه
 لحن  تکبیر به آوای اذانم  دادی

 آسمان رنگ  از آن چشم شررخیز تو باخت
جلوه ای ناب به تنپوش جهانم دادی
دیدگاه ها (۵)

ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻠﺦ ﻣﻦ ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢﻣﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻔﺮﺩ ﻣﻦ ﻭ...

صداقت توکلبه ی رویای من استبا پنجره ای روبه سادگی.سقفش‌همسای...

نشسته برف تنت بعد سال ها به تنمیخ تو آب شد آخر از آتشی که من...

✘سـُڪــפتـــ»«✘بی تو من با همه ی فاصله ها درگیرمبیش از این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط