بدون حس آغوشت اسیری در بیابانم

بدون حس آغوشت، اسیری در بیابانم
تو فرهادی ز خرداد ومنم شیرین آبانم
اگرچه تلخم وخسته،توانم میشوی هرشب
به یادت تا دمِ مُردن، من آن فانوس تابانم...
دیدگاه ها (۶)

بهایِ سنگینی دادمتا فهمیدم کسی را کهقصدِ ماندن نداردباید راه...

از طوفان که درآمدی ؛دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا...

تو چه کردی که دلم، این همه خواهان تو شد؟

خدايا آنكه در تنهاترين تنهاييَم، تنهايِتنهايَم گذاشتتو در آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط