بگذار که چشمان تو را وام بگیرم

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیـــدن دنیــای تــــو آرام بگیرم

تر دستی لبهای تورا دیدم و باید
از شیـوه ی خندیدنـت الهام بگیرم
دیدگاه ها (۱)

آرزویم همه این بود که شوم پیر به پایش درد دارد برود، خیره بم...

آسمان تار ... زمین تور ... خیابان تیر است...«آه»... این کوچه...

میگن شبا فرشته هااز آرزوی آدماقصه میگن واسه خداخدا کنه همین ...

#دلنوشته ای ازطرف بانو برای مخاطب خاص سایه ت سنگین شده آنقدر...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

𝐺𝑖𝑟𝑙 𝑚𝑜𝑓𝑖𝑃17ویو ا. تکه یهو دیدم یه دستی اومد تو دستام رو مو ...

رمان فیک پارت 3شرط کامنت ها 20تا جوابم نمیدم گولم میزنید نصف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط