{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨ 🌸 🍃 🌼 🌸 🍃 🌼 🌸 🍃 🌼

✨ 🌸 🍃 🌼 🌸 🍃 🌼 🌸 🍃 🌼
🌸 🍃 🌼 🌸 🍃 🌼
🍃 🌼
🌸
#داستان_عصر

نادرشاه به دربار عثمانی اخطار داد که خاک ایران را ترک کند اما دربار عثمانی این شعر را آنهم بزبان فارسی را برای نادر فرستاد:
چو خواهی قشونم نظاره کنی…. سحرگه نظر بر ستاره کنی
اگر ال عثمان حیاتم دهد….. ز چنگ فرنگی نجاتم دهد
چنانت بکوبم به گرز گران…… که یکسر روی تا به مازندران
.
نادرشاه هم در پاسخ نوشت:

چو خورشید ، سعادت نمایان شود…… ستاره ز پیشش گریزان شود
عقاب شکاری نترسد ز بوم……. دو مرد خراسان دو صد مرد روم
اگر دست یزدان دهد رونقم….. به اسکندریه زنم بیرقم
.
و پس از آن در نبردی سهمگین ارتش توپال عثمان پاشا بزرگ‌ترین سردار عثمانی را در هم کوبید و خاک وطن را از ترکان عثمانی بازپس گرفت...

(توپال عثمان یکبار در سال ۱۱۱۱ هجری خورشیدی. توانست ارتش ایران به فرماندهی نادر را شکست دهد و بغداد را از سقوط رهایی بخشد. ولی سه ماه بعد نادر مجدداً به عراق لشکرکشی کرد و ارتش عثمانی را در نزدیکی کرکوک به سختی شکست داد. توپال عثمان پاشا به دست اللّه‌ یار بیگ گرایلی به قتل رسید و سر او را بریدند و نزد نادر بردند. نادر دستور داد وی را در تابوتی با احترامات کامل به همراه چند تن از اسیران عثمانی به بغداد نزد احمد پاشا ببرند.)

برگرفته از کتاب 📚 «زندگی پرماجرای نادرشاه»
اثر ✍ ️ «دکتر میمندی‌نژاد

‎‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۴)

🔸 خداوند میفرماید: من 5 چیز را در 5 جا قرار داده ام ولی مردم...

سخته یه شهر رو تمیز کنی ولی حسرت خریدن یه کیلو شیرینی واسه ب...

بعضی حرف ها را ، فقط #دست ها به هم می گویند،فقط دست ها...!‎‌...

در عمق آدم خوش قلبی بودمن هم آدم خوش قلبی بودماما زندگی مسئل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط