پارت ۶ فیک عشق آنیا
پارت ۶ فیک عشق آنیا
ورفتم خونه و لباسام رو عوض کردم چرا اون دختره اینجوری بود...؟
من مگه چیکارش کردم ؟
و گوشیمو برداشتم و به تهیونگ زنگ زدم ...
~مکالمه~
آنیا : سلام تهیونگ
تهیونگ : سلام عزیزم خوبی ؟
انیا: خوبم مرسی یه سوال داشتم
تهیونگ : بپرس
آنیا : ببین من مطمئن نیستم می خوای با من باشی یا نه و شاید تو نخوای آخه خیلی زود گرم گرفتی و ...
تهیونگ : لطفاً راجبش نگو که قبلا بهت گفتم دوست دارم درسته کن یه ایدلم ولی دل ندارم ؟
آنیا :نه منظورم این نیست ...
تهیونگ : پس چی من دوست دارم
آنیا : منم خرس عسلییی
تهیونگ : من بیشترر
آنیا : من خوابم میاد شب بخیر
تهیونگ : شب بخیر پرنسس
و...
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
ورفتم خونه و لباسام رو عوض کردم چرا اون دختره اینجوری بود...؟
من مگه چیکارش کردم ؟
و گوشیمو برداشتم و به تهیونگ زنگ زدم ...
~مکالمه~
آنیا : سلام تهیونگ
تهیونگ : سلام عزیزم خوبی ؟
انیا: خوبم مرسی یه سوال داشتم
تهیونگ : بپرس
آنیا : ببین من مطمئن نیستم می خوای با من باشی یا نه و شاید تو نخوای آخه خیلی زود گرم گرفتی و ...
تهیونگ : لطفاً راجبش نگو که قبلا بهت گفتم دوست دارم درسته کن یه ایدلم ولی دل ندارم ؟
آنیا :نه منظورم این نیست ...
تهیونگ : پس چی من دوست دارم
آنیا : منم خرس عسلییی
تهیونگ : من بیشترر
آنیا : من خوابم میاد شب بخیر
تهیونگ : شب بخیر پرنسس
و...
#عضو_ارتش_توت_فرنگی_های_سوجین🍓
- ۴۴۱
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط