{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ ‎کوک کن ساعتِ خویش

‍ ‍ ‎کوک کن ساعتِ خویش
‎اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
‎دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

‎کوک کن ساعتِ خویش
‎شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
‎که سحر برخیزد
‎شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
‎دیر برمی خیزند

‎کوک کن ساعتِ خویش
‎که سحر گاه کسی
‎بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست
‎که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی

‎کوک کن ساعتِ خویش
‎ماکیان ها همه مستِ خوابند
‎شهر هم
‎خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

‎کوک کن ساعتِ خویش
‎اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر
‎و در این شهر سحرخیزی نیست

‎و سـحر نـزدیک است

‎کیوان هاشمی
دیدگاه ها (۱)

کوک کن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگردیر خوابی...

کوک کن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگردیر خواب...

كوك كن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

کوک کن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری ، ن...

این شعر بسیار زیباست، سفارش میکنم تا آخر بخونید"""""""كوك كن...

کوک کن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر دیر خواب...

این شعر بسیار زیباست، سفارش میکنم تا آخر بخونید"""""""كوك كن...

كوك كن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

كوك كن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط