{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی زنگ ﺯﺩه دفتر یکی از علما می پرسه

یکی زنگ ﺯﺩه دفتر یکی از علما می پرسه

من داشتم تو اشپزخونه راه می رفتم یهو پام لیز خورد و یه لیوان اب و دوتا دُلمه برگ مو و دوتا زولبیا و یه دوتا خرما رفت تو دهنم و قورت دادم ( ناخواسته )
حاج اقا الان باید چی کار کنم؟
..حاج اقا میگه:

یه چای هم بخور بهت بچسبه
دیدگاه ها (۸)

ما ندرتا درباره آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته ...

گفتم:خسته ام!گفت:از رحمت خدا ناامید نشوید.(زمر/٥٣)گفتم:هیچکس...

سوت پایان را بزنید! سادگیم حریف هرزگی زمانه نمیشود! قبوله با...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ﻭﻟﯽ ﻗﻮﻝﺑﺪﻩ ﮐﻪﻋﺼﺒﺎﻧﯽﻧﺸﯽ ... ﭘ...

رمان آیچی پارت 13 «اما»دوتا پسر اومدن من : این همه آدم برا ...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ³¹ویو اِلا___چند ساعت بعد…همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط