گیسوانت

گیسوانت
سیاهی شب چله است
باآن چشمان مرواریدت
چونان الماس
درشب شعرم میدرخشد
جان جانانم‌...
هوس درآغوش گرفتن
اندام لرزانت
درزیربرف وبوران
بردل هرعاشق فتاده
ای جان جانانم ...
بیا
زیرکرسی
برروی پاهایم بنشین
تاغرورآتش
ازگرمی آغوشت فروریزد
دیدگاه ها (۳)

آهـــای حـَســـود ... !!دیگـه نمیخـوام کـور بشـی !!گــُنـاه ...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖﻭ ﻣﻦ...ﭘُﺮﻡ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽﭘُﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽﭘُﺮﻡ ﺍ...

گونه هایتحسادت عناب راوگیسوانت قساوت شراب را به سخره گرفته ا...

پرنسس قصربلورمن هر وقت ازاندامت می نویسم غنچه وارهای تنت راب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط