ماجرای مرا پایانی نبود

ماجرای مرا پایانی نبود

اگر عطر #طووو

از صندلی برنمی‌خاست

دستم را نمی‌گرفت

و به خیابان نمی‌برد....
دیدگاه ها (۱)

از خوابیدنشاز بسته بودنِ چشم هایشاز خستگی هایش عکس بگیرید!کس...

آنگونه که #تو رفتـی !هیچ آمدنیجبرانش نمیکند ...

زن‌ها گاهی اوقات چیزی نمی‌گویندچون به نظرشان لازم نیست که چی...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردو تو اناره...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط