{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم از ره

آمدم از ره
به رویم در چو کس نگشود رفتم

گرم‌پیکر آمدم
افسرده‌تار و پود رفتم

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

.نیمه جانی بر کفکوله باری بر دوش مقصدی بی‌پایانقرن ها پشت اف...

چه حرف ها که درونم نگفته می ماندخوشا به ح...

چه تو را دردی است؟!...کز نهان خلوت خود می‌زنی آواو نشاط زندگ...

همه ما ایرانی هاآن روزهای گرم و سوزان که با زانوان بی رمقو ...

تابستانی داغ و پرملال

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط