{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینمت...

ببینمت...
گونه هایت خیس اســـت...
باز با این رفیق نابابت...
نامش چ بود؟
هان!
باران...
باز با ;باران; قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها...
همدم خوبی نیست برای درد ها...
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد...
دیدگاه ها (۳)

خخخخخ

قابل توجه بعضیییییاخاص

تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر . . و مـن ، بـدنـم روز بـه روز کـب...

پارت شانزدهم:ناپسند(Rose)روزها مثل برق و باد می گذشتند.امروز...

دروغ شیرینچپتر شانزدهمفقط به خاطر یک لبخند ؟ یک لبخند و دستی...

رمان:خطوط پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط