پارت

پارت ۴۵

شوگا:یجی چی؟
ا/ت:خیلی دلش برات تنگ شده ببرش پیش خودت امشب..
شوگا:باشه..
ا/ت:مرسی...

ویو تهیونگ
داشتیم میرفتم دنبال ا/ت خیلی دیر کرده بودن که یهو دیدم اومدن...

تهیونگ:سلام بیبی..
ا/ت:سلام تهیونگ...
تهیونگ:سلام داداشی
شوگا:سلام و کیف خر(می‌بینید چ معدبم به جا اون حرف نوشتم کیف😁)
یجی:ای دایی بی تر ادب
شوگا:این از کجا اومد
یجی:من همه جا حضور دارم🤭
شوگا:هعی...آماده ای؟
یجی:برا چی؟...
شوگا:بیای خونه ما
یجی:الهههههه🥹🥹
شوگا:پس برو وسایلت رو بیار بریم...
یجی:باشه🥹❤️



شرط ۵ لایک
3کامنت
دیدگاه ها (۴)

پارت ۴۶یجی:مامانی،بابایی،خاله بای بایا/ت،تهیونگ،یوری:بای بای...

پارت ۴۴ویو ا/تلباسم رو عوض کردم و یکم آرایش کردم میخواستم بر...

امیدومون برگشته گصدبسکیهحصتبکس به ثدبمیتثوبتصکثنپیثونبدیکحصن...

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط