هیونلیکس
#هیونلیکس
#چندپارتی
(هیونجین _ فیلکس+)
فیلکس داشت میدوید با خوشحالی و به هیونجین لبخند میزد
وقتی حواسش نبود به سنگ برخورد کرد و افتاد زمین
_فیلکسسسسسسسس *با نگرانی
فیلکس سعی کرد بلند شه ولی نتونست
_فیلکس خوبی ؟ پات درد میکنه؟ پات زخم شده!
+چیزی نیست هیون فقط یه خراش کوچیکه *با خنده
_میخوای چیزی برات بیارم ؟
فیلکس کمی فکر کرد و با خنده گفت
+نچ فقط منو ببو.س
هیونجین پیشونی و لپ فیلکس رو بو.س.ید و بهش لبخند زد
فیلکس کمی گونش قرمز شد ولی لبخندش پهن تر شد
هیونجین فیلکس رو بلند کرد
+هیییییی هیون! شاید کسی مارو ببینه !
_ببین مگه میخوان چیکار کنن فقط دارم یونگبوکم رو بلند میکنم
فیلکس کمی اخم کرد ولی بعدش سرش رو گذاشت رو شونه هیونجین
_خوشت اومد جوجه
+هوم فقط یکم خستم
_باشه هرچی تو بگی
رفتن به سمت خوابگاه
#چندپارتی
(هیونجین _ فیلکس+)
فیلکس داشت میدوید با خوشحالی و به هیونجین لبخند میزد
وقتی حواسش نبود به سنگ برخورد کرد و افتاد زمین
_فیلکسسسسسسسس *با نگرانی
فیلکس سعی کرد بلند شه ولی نتونست
_فیلکس خوبی ؟ پات درد میکنه؟ پات زخم شده!
+چیزی نیست هیون فقط یه خراش کوچیکه *با خنده
_میخوای چیزی برات بیارم ؟
فیلکس کمی فکر کرد و با خنده گفت
+نچ فقط منو ببو.س
هیونجین پیشونی و لپ فیلکس رو بو.س.ید و بهش لبخند زد
فیلکس کمی گونش قرمز شد ولی لبخندش پهن تر شد
هیونجین فیلکس رو بلند کرد
+هیییییی هیون! شاید کسی مارو ببینه !
_ببین مگه میخوان چیکار کنن فقط دارم یونگبوکم رو بلند میکنم
فیلکس کمی اخم کرد ولی بعدش سرش رو گذاشت رو شونه هیونجین
_خوشت اومد جوجه
+هوم فقط یکم خستم
_باشه هرچی تو بگی
رفتن به سمت خوابگاه
- ۴.۸k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط