{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نوشته های

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏
𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠
از نوشته های: 𝙢𝙖𝙝𝙨𝙖
𝔓𝔞𝔯𝔱𝟏
اینبار شروعی جدید
شاید دردناک و رویایی شاید زیبا و غمگین شاید پر تغییر و شاید پر از عادت همیشگی و راهی برای بازگشت
اما ایبار این شروع، اغاز فصل جدیدی از ترس هیجان شادی و ناراحتی است

ویو جونگکوک/:
به خیابون خالی و تهی خیره بودم
فقط چراغ ماشین و نوری که جاده رو روشن نگه داشته بود اونجارو کمی نورانی کرده بود
چیشد که به اینجا رسید؟
سخت بود دل کندن از کسی که یه روز تموم زندگیت بود؟
ولی من هنوز دل نکندم
هنوز قلبم برای اون میتپه
گوشیم روی لرزش رفت
به شماره خیره شدم. یونگی بود
فورا ایکون سبز و کشیدم و تماس و وصل کردم.
که صدای کدر و بی حس یونگی تو گوشم پیچید

"کار فوری پیش اومده خودتو سریع برسون"

و بعد صدای بوق توی گوشم پیچید
درست و دقیق مثل تموم این پنج سال
حق داشت ا/ت برای اون مثل خواهرش بود درست مثل جنا مثل اون دقیقا خیلی شاد و پر سر و صدا
ولی من باهاش چیکار کردم که توی اون دوسال انقدر بی حس و بزرگ شده بود من الان باهاش چیکار کردم؟
هنوزم مثل قبله؟
هنوز هم اون ا/ت بازیگوش هست؟
ماشین و روشن کردم
فقط صدای جیغ لاستیک ماشین به گوشم میرسید
و گاهی وقت فقط صدای کشیده شدن تایر ماشین روی جاده
با سرعت میرفتم درست مثل این چند سال
جلوی عمارت ترمز زدم و از ماشین پیاده شدم
الکس بادیگارد شخصیم با دیدن من فورا در عمارت و باز کرد که بدون هیچ حرفی سوئیچ و پرت کردم بغلش و پا تند کردم سمت در اصلی
تا بهش رسیدم در باز شد و تهیونگ نمایان شد
دستی رو شونم گذاشت و چند ضربه به شونم زد و با صدای ملایمی گفت

"برو امید وارم دیر نشده باشه!"

در مورد چی حرف میزد ؟
تا خواستم ازش بپرسم از کنارم رد شد
بعدا ازش میپرسم
بالا رفتم و سمت اتاق یونگی راه افتادم و در و باز کردم
جای میز کارش بود که سرش یه ضرب بالا اومد و خیره ام شد
اما این ارتباط چشمی چند ثانیه بیشتر طول نکشید
درست مثل این چند سال
...
شـرط هـا
لـایـک : 7
کـامـنـت : 7
بــازنـشـر : 4
دیدگاه ها (۱۱)

سلام کیوتام

پرنسسم حمایت شه؟خوش قلم کی بودی توو؟@diana4994

بعد اتمام فیک، پایین فیک خوانده شود❤🪐khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝12...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝11و ا.ت همونطور گریه میکنه اما اون مستر...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟓"نامجون یه هتل خوب رزرو کن یه...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟐درست مثل این پنج سالسمتش رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط