{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگش

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگشتم رومیزدم روداشبورد برگشت گفت:چیکار میکنی؟
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
دارم لایک میکنم
هيچي ديگه زد بغل پرتم کرد پايين...فکرکنم کامنت نذاشتم دلخورشد...
مردم اصاب ندارناااااااا...ديوونه...
دیدگاه ها (۲۰)

دلتـنگ تــو امــروز شــدم تــا فــــردا؛فــردا شــد و باز هـ...

خدای مننه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم ک...

ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪﻋﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ...ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎ ﺑﻮﯾﯽ ﻣ...

خــدایــا!!شبیه بادکنک شده ام....از بــغــضــهــایــی که به ...

فیک: بیبی منpart1"ویو کوک" از خواب پاشدم، بوی قهوی کل خونه ر...

پارت ۶ساعت ۸ صبح_جونگکوک:از همون ساعت که با تهیونگ کوچولوم ب...

(☆PART17)وبعد ۴مین تهیونگ با بنزش اومدوهمینجور که خواستم درو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط