{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگش

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگشتم رومیزدم روداشبورد برگشت گفت:چیکار میکنی؟
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
دارم لایک میکنم
هيچي ديگه زد بغل پرتم کرد پايين...فکرکنم کامنت نذاشتم دلخورشد...
مردم اصاب ندارناااااااا...ديوونه...
دیدگاه ها (۲۰)

رمان دخت من

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

فیک کوکفصل ²پارت ¹⁰ویو ا.تهمه ی نگاه ها رومون بود که کوک به ...

نام رمان (عشق میان ما

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط