{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن!

_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن!
دستانش بوی مرگ می‌داد، در زیر پوستش لایه‌ی ض‍‌خیمی از غم بود. غمی که یک‌لحظه او را رها نمی‌کرد، غمی که با دستان سردش، قلب او را می‌فشرد. حزن و اندوه در شریانش جاری بود و تمام وجودش را فرا گرفته بود.
نتیجه‌ اش روحی کدر در جسمی بی‌رمق بود!🙂🌿..
#عروس_مرده((:
دیدگاه ها (۱)

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

پارت پنج

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۷: سایه‌هایِ خونینصبحِ روزِ بعد،...

_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن!دستانش بوی مرگ می‌د...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love³⁹باران بی‌امان می‌ب...

#درخواستی درد، همچون خاری در گلویش چنگ انداخته بود و تمام وج...

"عشق او بود" پارت 23☆♡♡☆☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡ارن نگ...

ᴘᴀʀᴛ18

MIDNIGHT BET

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط